أبو القاسم جنيد الشيرازي ( مترجم : عيسى بن جنيد الشيرازي )
345
شد الإزار في حط الأوزار عن زوار المزار ( مزارات شيراز ) ( ملتمس الأحباء ) ( تذكره هزار مزار ) ( فارسى )
نقل كلام و جذب دلهاى خاص و عام ميشناخت و او را منصب عالى و جاه شامخ بود و در حين مكالمه و وقت مباحثه زبانى شيرين و بيانى شافى داشت و كلام الله را حفظ داشت و راوى احاديث رسول الله بود صلى الله عليه و آله و هيچ ساعت از شب و روز از تسبيح و دعا و نماز خالى نبود و استغفار بسيار ميكرد و شفقت و رأفت و لطف و مرحمت با خاص و عام مىنمود و تواضع ميكرد با كوچك و بزرگ و توانگر و درويش و مجلس او هميشه از ملوك و سلاطين خالى نبود و مادام خاص و عام از علما و عباد زيارت او ميكردند و هديههاى بزرگ از براى او بسيار مىبردند و او هيچ از آنها ذخيره نميكرد و هيچ دينار و درهم از آنها نمىنهاد و هيچ ضياعى و عقارى نمىخريد و طريقه او بذل و سخاوت بود و مؤلف كتاب روح الله روحه ميگويد بسيار از بركات حضور و انفاس خير او نصيب يافتم و من به خط عزيز او ديدم كه نوشته بود در اين معنى : بيت كار درويش مستمند بساز * كه ترا نيز كارها باشد « 54 » امير جلال الدين يحيى بن محمد بن حيدر الحسينى « 55 » پسر عزيز و شريف وى بود كه در جاه و منصب پدر بزرگوار
--> - ذيل آن شرححال امير جلال الدين يحيى بن محمد ذكر گرديده است و رويهمرفته خلط مبحث عجيبى روى داده است . بهرحال نسخه شد الازار بتصحيح علامه قزوينى كه از هرجهت منقح است اساس قرار گرفت و شروح احوال از آن استخراج گرديد . و با توجه بعبارات مشوش دو نسخه مد و جها تنقيح متن صورت پذيرفت . بمنه و توفيقه . ( 54 ) - ابياتى كه به خط او مرقوم شده و همچنين تاريخ سال فوت وى در شد - الازار چنين آمده است : اذا ارتحل الكرام اليك يوما * ليلتمسوك حالا بعد حال فأن جمالنا حطت لترضى * بحلمك عن حلول و ارتحال انخنا فى فنائك يا الهى * اليك معرضين بلا اعتلال و شئنا كيف شئت فلا تكلنا * الى تدبيرنا يا ذا المعالى توفى فى سنة اربع و ستين و سبعمائة و دفن بجنب ابيه رحمة الله تعالى عليهم . ( 55 ) - همانطور كه قبلا تذكر داده شد چنين عنوانى در هيچيك از دو نسخه مد -